Movies and cinema

Lightyear یکی از موضوعات اخیر پیکسار است: شکست

مانند دانشگاه هیولاها و روح، لایت یر بر پذیرش ناامیدی به عنوان بخشی از زندگی تمرکز می کند

و فیلم تابستانی بزرگ پیکسار Lightyear پس از فروش حدود 120 میلیون دلاری در باکس آفیس داخلی وارد سرویس استریم دیزنی پلاس شد. این در حال حاضر دهمین درآمد بزرگ آمریکای شمالی در سال 2022 است که بیشتر از تعدادی از فیلم‌های موفق از جمله The Bad Guys ، The Lost City ، Scream و The Black Phone است. همچنین، طبق استانداردهای دیزنی و پیکسار، یک شکست است.

دانلود 30 فیلم برتر جهان دوبله فارسی بدون سانسور

فیلم سینمایی ترکی عاشقانه بدون سانسور با بازی هانده ارچل

دانلود فیلم سینمایی علفزار حلال دانلود

با نگاهی به گذشته، مقایسه امور مالی لایت یر با مجموعه داستان اسباب بازی که آن را تولید کرد، چندان منطقی نیست. لایت‌یر خود را به‌عنوان فیلم «واقعی» معرفی می‌کند که باعث شد اندی، شخصیت اصلی انسان در سه فیلم اول داستان اسباب‌بازی، شیفته باز لایت‌یر شود. اما کل معامله داستان اسباب‌بازی مبتنی بر این ایده است که صاحبان اسباب‌بازی‌ها می‌توانند آن‌ها را با یک زندگی درونی غنی، تخیلی و عمیقاً انسانی بسیار فراتر از خاستگاه‌های پلاستیکی‌شان آغشته کنند، همه این‌ها انسان‌سازی لایت‌یر Buzz را جایی بین زائد و منسوخ می‌کند. درآمد مناسب آن نیز مانند حداقل پایه برای استودیوی آن به نظر می رسد. فقط به جلوتنها چند روز قبل از همه‌گیری COVID-19 که سینماهای سراسر کشور را تعطیل کرد، اکران شد و افراد کمتری را به اکران گسترده یک فیلم پیکسار جذب کرد. (بله، دایناسور خوب نسبت به لایت یر محبوب تر بود.)

در عین حال، لایت یر یک عنصر غیرمعمول و قانع کننده دارد: از طریق خط داستانی خود به طور پیشگیرانه به شکست خود می پردازد. این فیلم بیشتر در مورد یادگیری پذیرش ناامیدی و سایر عواقب ناشی از اشتباه است، نه اینکه قهرمانانه اشتباه را اصلاح یا خنثی کند.

تمرکز لایت یر بر شکست موضوعی است که با تعدادی از فیلم های پیکسار در دهه گذشته مشترک است. در طول این مدت، استودیو یک نیروگاه باکس آفیس باقی مانده است. نیمی از بزرگترین موفقیت های آن از سال 2012 به بعد منتشر شده است. با این حال، شکاف هایی در نمای استودیو وجود دارد، چه به صورت نقدهای نه چندان هیجان انگیز نسبت به آنهایی که به استقبال اجرای Ratatouille / WALL-E / Up در اواخر دهه 2000، به طور کلی تکیه بر دنباله ها و پیش درآمدها، یا گاه به گاه باکس آفیس کوتاهی مانند دایناسور خوب – فیلمی عجیب و جالب که اولین تولید پیکسار نیز بود که احساس می کرد اکران شده است تا تاریخ اکرانش را به نمایش بگذارد، نه به این دلیل که کاملاً ساخته شده است. آماده.

بنابراین طبیعی است که تمایل پیکسار در دهه اول به فیلم‌هایی درباره فرزندپروری ( داستان اسباب‌بازی ، یافتن نمو )، استعدادهای استثنایی ( راتاتوی ، ماشین‌ها ، هیولاها، شرکت ) یا فرزندپروری استثنایی ( شگفت‌انگیزان ) جای خود را به فیلم‌هایی بدهد که به آن‌ها توجه می‌کنند. شکست و ناامیدی فراتر از شکست عمل دوم کتاب درسی. بیشتر در Monsters University ، پیش درآمدی برای Monsters, Inc، قابل توجه است.این توضیح می دهد که چگونه هیولای سبز کوچک مایک (بیلی کریستال) با رفیق آبی بزرگش سالی (جان گودمن) به یک تیم بزرگ تبدیل شد. داستان فیلم در طول سال‌های دانشگاه اتفاق می‌افتد و نشان می‌دهد که بزرگ‌ترین جاه‌طلبی مایک این بود که یک ترساننده استاد باشد – تا دقیقاً همان توانایی‌هایی را که به طور طبیعی برای سالی به وجود می‌آید، تقویت کند. در پایان غافلگیر کننده فیلم، مایک تیمی از افراد ضعیف را به پیروزی هدایت نمی کند و خود را به عنوان یک قهرمان ترسناک شایسته نشان نمی دهد. او تمام تلاش خود را می کند، به عنوان یک ترساننده بسیار پیشرفت می کند، و تلاش او هنوز برای تحقق رویای همیشگی اش کافی نیست. مایک راه دیگری را در پیش می‌گیرد و با کمک به سالی با استعدادتر به طور طبیعی به موفقیت دست می‌یابد (و در فیلم اصلی، در نهایت نام واقعی خود را پیدا می‌کند که باعث خنده کودکان می‌شود نه فریاد زدن از ترس).

دانلود فیلم طعمه 2022 بدون سانسور

سریال استانبول ظالم قسمت ۲

از برخی جهات، این ممکن است بسط استثنایی بودن پیکسار باشد (به ویژه به فیلم های برد برد در استودیو مراجعه کنید) – هشداری به بچه های حاضر در این زمینه که ممکن است استعداد طبیعی لازم برای موفقیت را نداشته باشند. اما تعداد زیادی از فیلم‌های کودکان که تضمین‌های بی‌وقفه‌ای درباره خود بودن، باور به خود و دستیابی به غیرممکن‌ها بیش از آن‌چه بیشتر می‌دهند، توجیهی واقعی‌تر را توجیه می‌کنند، همراه با نتیجه آرامش‌بخش‌تر که شادی نیازی به دستیابی به رویای جوانی ندارد. بسیاری از دانشگاه هیولاهایک جعلی زیبا اما جزئی از کمدی های پردیس است، بنابراین دیدن کار فیلم در راستای یک حقیقت حیاتی از تجربه کالج بسیار تاثیرگذار است: اینکه تجربیاتی که با چنین خشونتی در دوران جوانی دنبال می شود ممکن است مستقیماً با کاری که زندگی شما را تعریف می کند ارتباط نداشته باشد.

تنش بین انتظارات جوانی از عظمت و واقعیت‌های ظریف‌تر زندگی کاری «عادی» نیز روح پیکسار را تقویت می‌کند.. جو (جیمی فاکس)، قهرمان فیلم، یک معلم موسیقی مدرسه راهنمایی است که آرزو دارد به عنوان یک نوازنده جاز آن را بسازد. این همان میل است که او را ترغیب می کند تا راهی برای بازگشت به بدن آسیب دیده اش پیدا کند، زمانی که یک حادثه روح او را به فراسوی بزرگ می فرستد (یعنی نزدیک به مرگ معلق است). مجدداً، پیکسار به شکلی تحریک‌آمیز یک قهرمان ضعیف را مجبور می‌کند تا احتمال عملی یک رویای بزرگ را که منجر به موفقیت پایدار می‌شود، زیر سوال ببرد، این بار در فیلمی که به صراحت بحث می‌کند که آیا “جرقه” روح با هدف آن شخص در زندگی یکی است یا خیر. در اواخر فیلم، جو پس از بازیابی بدن خود، به عنوان یک پیانیست جاز یک نمایش موفق را اجرا می کند. این فوراً تحقق معنوی را فراهم نمی کند یا در سطح عملی تر، او را به عنوان یک نوازنده حرفه ای به سطح بعدی منجنیق نمی کند. او باید به زندگی خود کلی نگرتر نگاه کند.

مانند بسیاری از مکانیک‌های متافیزیکی سول ، ایده‌های آن در مورد «جرقه» و هدف به‌گونه‌ای پیچیده است که به پیچیدگی محدود می‌شود. آن‌ها همچنین با حال و هوای فوق‌العاده پیکسار در تضاد هستند، به گونه‌ای که تهدید می‌کند که فیلم غیرقابل لمس به نظر برسد. احتمالاً بسیاری از انیماتورها، نویسندگان و دیگر فیلمسازانی که روی روح کار می کنند، در واقع رویای خلاقانه خود را زندگی می کنند. با در نظر گرفتن این موضوع، پذیرش نشخوار فکری آنها در مورد پیشبرد زندگی با درک لذت های ساده تر آن دشوارتر است. مخاطبان جوان‌تری که به ساختن این فیلم‌ها فکر نمی‌کنند، ممکن است به سادگی از این همه بحث درباره هدف زندگی و جرقه درونی گیج شوند.

Soul اغلب شبیه بازنویسی آشفته‌تری از Inside Out است، که واضح‌ترین و رضایت‌بخش‌ترین فیلم پیکسار برای پرداختن به شکست است، اگرچه این کار را به شکلی جانبی انجام می‌دهد. رایلی، دختر 11 ساله ای که قسمت اعظم فیلم در سرش می گذرد، در حرفه انتخابی خود شکست نمی خورد. او فقط در مرحله‌ای است که به نظر می‌رسد هیچ چیز در زندگی‌اش درست پیش نمی‌رود، و استراتژی معمول تشویق‌شده‌ی والدینش برای نشان دادن چهره‌ای شاد روی چالش‌ها و ناامیدی‌هایش دیگر برای او کارساز نیست. تز نهایی فیلم، که یک زندگی کامل لزوماً سرشار از شادی و غم خواهد بود، از نظر احساسی پیچیده است و به شیوه ای واضح و ظریف که بخش بزرگی از مخاطب آن را درک می کند، بیان می شود.

اینها ارتفاعاتی هستند که لایت یر نتوانسته است به آنها دست یابد، اگرچه این فیلم کمی بیشتر از آن چیزی است که شما از تمدید فرنچایز انتظار دارید که اغلب نتیجه یک عقب نشینی تیم سازی شرکتی است. این فیلم که هر کسی را که انتظار یک ماجراجویی کهکشانی بزرگ و پرشور سیاره را دارد گیج می‌کند، این فیلم بیشتر درباره باز (کریس ایوانز) است که تیمی از کاوشگران فضایی را به‌طور تصادفی در سیاره‌ای دور و متخاصم سرگردان می‌کند و سپس در تلاش برای رفع اشتباهش، خودش را به حد اقل می‌رساند. . این تلاش ها منجر به یک سری ماموریت های پرش زمانی می شود. زندگی نزدیکترین دوستش، بین ستاره ای ، می گذردسبک، زیرا Buzz مکرراً در رسیدن به اهداف عالی خود شکست می خورد. در نهایت، او باید هم با ناتوانی خود در خنثی کردن این آسیب و هم با تمایل بی‌وقفه‌اش برای ایفای نقش قهرمان فیکس آن به تنهایی مقابله کند. به راحتی می توان Buzz را به عنوان یک فیلمساز پیکسار تصور کرد که متقاعد شده است که اگر به دنبال داستانی سرگردان باشد، می تواند آن را به شکلی جذاب درآورد.

سال نوری کاملاً به آن شکل نمی رسد. این که حتی سعی می کند با چیزی مانند Interstellar برای بچه ها مقابله کند، هم قابل تحسین است و هم شاید نمونه ای از غرور Buzz مانند. باز هم، فیلم آینه خود Buzz است. درست همانطور که Buzz Lightyear با صرف بیشتر فیلم خود در تلاش برای ترمیم اشتباه متکبرانه ای که در اوایل مرتکب می شود، حس هیجانات علمی تخیلی بلند پرواز را در فیلم کاهش می دهد، لایت یر خود انرژی زیادی صرف تلاش برای ایجاد چیزی احساسی و تاثیرگذار می کند. ایده بسیار مزدورانه برای تبدیل داستان اسباب بازی به یک فرنچایز دوم. جالب ترین چیز در مورد لایت یرهمچنین چیزی است که آن را به طور مبهم ناراضی کننده می کند: در بیشتر زمان پخشش، به نظر می رسد که تاوان وجودش را می دهد و ناامیدانه می خواهد ثابت کند که فیلمسازان می توانند از فرانچایز جادو بسازند.

این فیلم به طرز شگفت‌آوری به موفقیت نزدیک می‌شود، حتی با قرار دادن Buzz در مقابل خودش، هم به‌طور مجازی و هم به معنای واقعی کلمه، افسانه‌سازی فیلم‌های داستان اسباب‌بازی‌های جعلی خوب و بد را زیر و رو می‌کند. در نهایت، او متوجه می‌شود که می‌تواند با یک مأموریت و مجموعه‌ای از دوستان که بخشی از برنامه اولیه او نبودند، پیش برود. با این حال، برخی از فیلم‌های پیکسار که بر شکست متمرکز شده‌اند، این حس را دارند که بیگانگان تلاش می‌کنند تا انسان‌های پست‌تر خود را درک کنند – گویی فقط با این ایده آشنا می‌شوند که سرمایه‌گذاری‌های خلاقانه همیشه منجر به تحسین منتقدان، جوایز و میلیاردها دلار در تجارت نمی‌شود.

این بیشتر به هویت جمعی شرکت مربوط می شود. علیرغم موفقیت‌های بی‌سابقه این شرکت، تقریباً همه افرادی که در پیکسار کار می‌کنند، بدون شک نوعی ناامیدی، شکست یا عقب‌نشینی را در سطح شخصی تجربه کرده‌اند، و این‌ها احتمالاً لحظه‌های حقیقتی را که در فیلم‌هایی مانند لایت‌یر یا سول رخ می‌دهد ، بسیار بیشتر از آنها نشان می‌دهد. در اکثر استودیوهای انیمیشن آمریکایی دیگر انجام دهید. نتیجه یک مبارزه بسیار معاصر بین هنر و برندسازی است. در لایت یر ، این برندسازی است که برای یک بار ضربه می خورد. چند سال دیگر دوباره بررسی کنید – ممکن است شکست لایت یر برای تبدیل شدن به یک شکست میلیارد دلاری تحسین برانگیز به ارزشمندترین چیز در مورد آن تبدیل شود.

دانلود فیلم عنکبوت مقدس بدون سانسور دوبله فارسی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.